(از چیزی)(~. کَ دَ) (مص م.) رها کردن آن چیز.
(دَ دَ) (مص م.) ۱- پاره کردن. ۲- شکافتن، چاک کردن.
(~. تَ) (مص م.) مضایقه کردن چیزی از کسی.
(دِ رَ دَ) (مص م.) درو کردن.
(دُ دَ) (مص م.) درو کردن، بریدن گیاهان با داس.
(دَ. نَ وَدَ) (مص م.) ۱- درهم پیچیدن. ۲- سپری کردن. ۳- پیمودن، طی کردن راه.
(دَ. نِ وِ تَ) (مص م.) درنوردیدن.
(دَ. کَ دَ) (مص م.) برداشتن، به هوا بلند کردن.
(دَ. گُ تَ) (مص م.) بخشیدن، عفو کردن.
(دَ. کِ دَ) (مص م.) ۱- نوشیدن. ۲- حرکت کردن. ۳- پایین کشیدن.