مصدر

رفض

(رَ) [ ع. ] (مص م.)
۱- واگذاشتن، ترک کردن.
۲- دور افکندن، طرد کردن.

    رفع

    (رَ) [ ع. ] (مص م.)
    ۱- بالا بردن، برکشیدن.
    ۲- ترقی دادن.
    ۳- برطرف کردن.

      رغم

      (رَ) [ ع. ] (مص م.)
      ۱- برخلاف میل کسی عمل کردن.
      ۲- غلبه کردن، به خاک مالیدن.

        رصف

        (رَ) [ ع. ] (مص م.)
        ۱- پیچیدن پی را بر پیکان تیر.
        ۲- پای بر پای پیچیدن.
        ۳- سنگ بر هم نهادن در بنا.

          رصدبستن

          (~. بَ تَ) [ ع – فا. ] (مص ل.) تعیین کردن مختصات و حرکات ستارگان در رصدخانه.

            رضاع

            (رِ) [ ع. ] (مص ل.)
            ۱- شیر خوردن کودک از پستان مادر.
            ۲- شیر دادن به کودکی که مادرش فاقد شیر طبیعی می‌باشد.
            ۳- بچه شیرخوار را به دایه سپردن.

              پیمایش به بالا