مصدر

دم گرفتن

(دَ. گِ رِ تَ) (مص ل.)
۱- هم آواز شدن.
۲- دست از کار کشیدن برای استراحت و نفس تازه کردن.

    دم کردن

    (دَ. کَ دَ)
    ۱- (مص ل.) اشباع شدن مکانی از بخار به طوری که تنفس در آن مشکل باشد.
    ۲- (مص م.) چای، قهوه و مانند آن را در قوری دارای آب گرم کردن بطوری که طعم مطبوعی یا بد؛ جوشاندن چای و مانند آن.
    ۳- برنج را پس از آبکش کردن در دیگ برگرداندن و روی دیگ آتش ریختن تا آب خشک گردد و برنچ بپزد.

      دل دادن

      (~. دَ)
      ۱- (مص ل.) عاشق شدن.
      ۲- توجه بسیار کردن.
      ۳- (مص م.) دلیر ساختن.
      ۴- دلداری دادن.

        پیمایش به بالا