(از چیزی)(~. کَ دَ) (مص م.) رها کردن آن چیز.
(~. بُ دَ) (مص ل.) ۱- چیره شدن بر حریف، گرو بردن. ۲- پیشی گرفتن.
(~. پَ دَ) (مص ل.) درنگ کردن، وقت کشتن.
(~. کَ دَ) (مص ل.) کاری را آغاز کردن، پیشدستی کردن.
(جنبانیدن) (~. جُ دَ) (مص ل.) کنایه از: فرار کردن.
افشاندن (~. اَ دَ) (مص ل.) ۱- رقص و پایکوبی کردن.۲ – صرفنظر کردن، دست برداشتن.
(~. تَ) (مص ل.) دست برآوردن، تصرّف کردن، تغییر دادن.
(دُ دَ) (مص ل.) بردن مال یا پول دیگران به طور مخفی.
(دَ دَ) (مص م.) ۱- پاره کردن. ۲- شکافتن، چاک کردن.
(~. تَ) (مص م.) مضایقه کردن چیزی از کسی.