پرش به محتوا
لغتنامه فارسی آموزی
لغتنامه فارسی آموزی
ص فا. اِمر
خارکش
(کُ) (ص فا. اِمر.) = خارکشنده: کفشی که روی موزه به پا کنند؛ سرموزه.
→
عبارت قبل
عبارت بعد
←
پیمایش به بالا