قنددان
(~.) [ معر – فا. ] (ص فا. اِمر.) ظرفی که در آن قند ریزند.
(قَ. شِ کَ) [ معر – فا. ] (ص فا. اِمر.)
۱- ابزاری به صورت تیشه کوچک یا گازانبر با لبههای تیز برای شکستن قند.
۲- ابزاری بیشتر چکش مانند که با آن قند را به تکههای کوچک تقسیم میکنند.
(~. بَ) (ص فا. اِمر.) = زبان بندنده: نوعی افسون که به توسط آن زبان کسی را ببندند تا سخن نگوید و راه خلاف نپیماید.
(~.) [ ع – فا. ] (ص فا. اِمر.)
۱- دارای درجه و رتبه.
۲- مدرج، دارای تقسیمات جزیی.
۳- فردی که دارای درجه نظامی است.
(~. اَ) (ص فا. اِمر.) سلاحی شبیه توپ که دارای لولهای کوتاه و دهانهای فراخ است و به وسیله آن خمپاره را پرتاب کنند.
(جَ یا جُ زَ) (ص فا. اِمر.) = جوزننده: طایفهای در هند که دانه جو و گندم را به زعفران زرد کنند و افسونی بر آن خوانند و کسی را که خواهند مسخر خود سازند از آن دانهها بر وی زنند، ساحر، افسونگر.
(جُ لُ) [ تر – فا. ] (ص فا. اِمر.)
۱- کسی که زمام اسب ارباب خود را در دست گرفته راه برد.
۲- طلایه، پیش قراول. ؛ ~ کسی بودن توان مبارزه با آن کس را داشتن.