پرش به محتوا
لغتنامه فارسی آموزی
لغتنامه فارسی آموزی
اسم
قارماق
[ تر. ] (اِ.) چنگکی فلزی و نوک تیز که بر سر دام ماهی نصب کنند.
→
عبارت قبل
عبارت بعد
←
پیمایش به بالا