پرش به محتوا
لغتنامه فارسی آموزی
لغتنامه فارسی آموزی
اسم
مقنب
(مِ نَ) [ ع. ] (اِ.) جماعتی سوار که به طمع غارت همراه لشکر شوند. ج. مقانب.
→
عبارت قبل
عبارت بعد
←
پیمایش به بالا