پرش به محتوا
لغتنامه فارسی آموزی
لغتنامه فارسی آموزی
اسم
بوشاسب
[ په. ] (اِ.)خواب دیدن، رؤیا. بوشاسپ، بشاسب، بشاسپ و گوشاسب نیز گویند.
→
عبارت قبل
عبارت بعد
←
پیمایش به بالا