پرش به محتوا
لغتنامه فارسی آموزی
لغتنامه فارسی آموزی
اسم
بیدق
(دَ) [ معر. ] (اِ.)
۱- پیاده.
۲- یکی از مهرههای شطرنج. ج. بیادق.
۳- راهنما در سفر.
→
عبارت قبل
عبارت بعد
←
پیمایش به بالا