پرش به محتوا
لغتنامه فارسی آموزی
لغتنامه فارسی آموزی
صفت مرکب
ابلق چشم
(~. چَ) [ ع – فا. ] (ص مر.) کسی که چشمش سیاه و سفید باشد.
→
عبارت قبل
عبارت بعد
←
پیمایش به بالا