پرش به محتوا
لغتنامه فارسی آموزی
لغتنامه فارسی آموزی
مصدر لازم
ازدحام
(اِ دِ) [ ع. ] (مص ل.) انبوه شدن، انبوه جمعیت، مزاحمت، تزاحم. ج. ازدحامات.
→
عبارت قبل
عبارت بعد
←
پیمایش به بالا