پرش به محتوا
لغتنامه فارسی آموزی
لغتنامه فارسی آموزی
مصدر لازم
بد انداختن
(~. اَ تَ)(مص ل.)
۱- بداندیشی کردن، بنای بدی کردن.
۲- آزار رساندن.
→
عبارت قبل
عبارت بعد
←
پیمایش به بالا