پرش به محتوا
لغتنامه فارسی آموزی
لغتنامه فارسی آموزی
صفت مرکب
بی دستگاه
(دَ) (ص مر.) بی سر و سامان، بی سرمایه.
→
عبارت قبل
عبارت بعد
←
پیمایش به بالا