پرش به محتوا
لغتنامه فارسی آموزی
لغتنامه فارسی آموزی
مصدر لازم
تماشا
(تَ) [ ع. تماشی ]
۱- (مص م.) دیدن، نگاه کردن.
۲- (مص ل.) گردش کردن، راه رفتن.
→
عبارت قبل
عبارت بعد
←
پیمایش به بالا