پرش به محتوا
لغتنامه فارسی آموزی
لغتنامه فارسی آموزی
مصدر متعدی
خاریدن
(دَ)
۱- (مص ل.) خارش کردن، احساس خارش داشتن.
۲- (مص م.) خاراندن، دفع خارش کردن.
→
عبارت قبل
عبارت بعد
←
پیمایش به بالا