پرش به محتوا
لغتنامه فارسی آموزی
لغتنامه فارسی آموزی
مصدر لازم
داغ دیدن
(دَ) (مص ل.) مصیبت دیدن، سوگوار شدن.
→
عبارت قبل
عبارت بعد
←
پیمایش به بالا