پرش به محتوا
لغتنامه فارسی آموزی
لغتنامه فارسی آموزی
اسم فاعل
فاکه
(کِ) [ ع. ] (اِفا.)
۱- میوه فروش.
۲- مرد خوش طبع.
→
عبارت قبل
عبارت بعد
←
پیمایش به بالا