پرش به محتوا
لغتنامه فارسی آموزی
لغتنامه فارسی آموزی
مصدر لازم
فروماندن
(~. دَ) (مص ل.)
۱- بیچاره شدن، ناتوان شدن.
۲- درنگ کردن.
۳- معزول شدن.
→
عبارت قبل
عبارت بعد
←
پیمایش به بالا