پرش به محتوا
لغتنامه فارسی آموزی
لغتنامه فارسی آموزی
مصدر متعدی
فسرانیدن
(فُ یا فِ سُ دَ) (مص م.) منجمد کردن، فسرده کردن.
→
عبارت قبل
عبارت بعد
←
پیمایش به بالا