پرش به محتوا
لغتنامه فارسی آموزی
لغتنامه فارسی آموزی
اسم فاعل
متورم
(مُ تَ وَ رِّ) [ ع. ] (اِفا.) آماسیده، ورم کرده.
→
عبارت قبل
عبارت بعد
←
پیمایش به بالا