پرش به محتوا
لغتنامه فارسی آموزی
لغتنامه فارسی آموزی
اسم مفعول
محصن
(مُ صَ) [ ع. ] (اِمف.) مردی که ازدواج کرده باشد، مرد زن دار. ج. محصنات.
→
عبارت قبل
عبارت بعد
←
پیمایش به بالا