پرش به محتوا
لغتنامه فارسی آموزی
لغتنامه فارسی آموزی
مصدر متعدی
محو
(مَ) [ ع. ] (مص م.)
۱- ستردن، زایل کردن.
۲- نابود کردن.
۳- پاک کردن نوشته.
→
عبارت قبل
عبارت بعد
←
پیمایش به بالا