پرش به محتوا
لغتنامه فارسی آموزی
لغتنامه فارسی آموزی
اسم مفعول
مربوب
(مَ) [ ع. ] (اِمف.)
۱- پرورده شده.
۲- بنده، عبد، مملوک ؛ ج. مربوبین.
→
عبارت قبل
عبارت بعد
←
پیمایش به بالا