پرش به محتوا
لغتنامه فارسی آموزی
لغتنامه فارسی آموزی
اسم مفعول
مستضعف
(مُ تَ عَ) [ ع. ] (اِمف.) ضعیف شمرده شده، سست وناتوان، تنگدست، بی – بضاعت، فقیر.
→
عبارت قبل
عبارت بعد
←
پیمایش به بالا