پرش به محتوا
لغتنامه فارسی آموزی
لغتنامه فارسی آموزی
اسم مفعول
معجون
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) سرشته شده، خمیر کرده شده. ج. معاجین.
→
عبارت قبل
عبارت بعد
←
پیمایش به بالا