پرش به محتوا
لغتنامه فارسی آموزی
لغتنامه فارسی آموزی
صفت مرکب
معلوم الحال
(~ُ لْ) [ ع. ] (ص مر.) کسی که بدی و نادرستی اش شناخته شدهاست.
→
عبارت قبل
عبارت بعد
←
پیمایش به بالا