پرش به محتوا
لغتنامه فارسی آموزی
لغتنامه فارسی آموزی
اسم فاعل
منجمد
(مُ جَ مِ) [ ع. ] (اِفا.) فسرده، یخ بسته، یخ زده.
→
عبارت قبل
عبارت بعد
←
پیمایش به بالا