پرش به محتوا
لغتنامه فارسی آموزی
لغتنامه فارسی آموزی
مصدر متعدی
وشم
(وَ) (مص م.) نقش و نگاری که بر اندام با سوزن آژده کرده و نیله بر آن پاشند، خالکوبی.
→
عبارت قبل
عبارت بعد
←
پیمایش به بالا