پرش به محتوا
لغتنامه فارسی آموزی
لغتنامه فارسی آموزی
مصدر لازم
پشک انداختن
(~. اَ تَ) (مص ل.) قرعه کشیدن، قرعه کشی.
→
عبارت قبل
عبارت بعد
←
پیمایش به بالا