پرش به محتوا
لغتنامه فارسی آموزی
لغتنامه فارسی آموزی
مصدر متعدی
چکاندن
(چَ دَ) (مص م.)
۱- قطره قطره ریختن مایعی.
۲- کشیدن ماشه تفنگ و تیر انداختن.
→
عبارت قبل
عبارت بعد
←
پیمایش به بالا