پرش به محتوا
لغتنامه فارسی آموزی
لغتنامه فارسی آموزی
عامیانه
کرمو
(کِ) (ص مر.) (عا.) کرم دار، کرم خورده.
→
عبارت قبل
عبارت بعد
←
پیمایش به بالا