پرش به محتوا
لغتنامه فارسی آموزی
لغتنامه فارسی آموزی
اسم مرکب
کمانکش
(کَ کَ) (اِمر.) تیرانداز، کماندار.
→
عبارت قبل
عبارت بعد
←
پیمایش به بالا