پرش به محتوا
لغتنامه فارسی آموزی
لغتنامه فارسی آموزی
مصدر متعدی
گسلاندن
(گُ سَ دَ) (مص م.) گسیختن، پاره کردن.
→
عبارت قبل
عبارت بعد
←
پیمایش به بالا