پرش به محتوا
لغتنامه فارسی آموزی
لغتنامه فارسی آموزی
صفت مرکب
گوش به زنگ
(بِ. زَ)(ص مر.) منتظر، مترصد، آماده عمل.
→
عبارت قبل
عبارت بعد
←
پیمایش به بالا