پرش به محتوا
لغتنامه فارسی آموزی
لغتنامه فارسی آموزی
صفت مرکب
یارمند
(مَ) (ص مر.) یاری دهنده، یار، دوست.
→
عبارت قبل
عبارت بعد
←
پیمایش به بالا