(~. ش کَ) (ص مر.)
۱- شکننده یخ. چکشی که بدان قالب یخ را شکنند.
۳- کشتی ای که بدان قطعات بزرگ یخ اقیانوسهای منجمد را شکنند تا رفت و آمد کشتیها در آن ممکن شود.
(~. ش کَ) (ص مر.)
۱- شکننده یخ. چکشی که بدان قالب یخ را شکنند.
۳- کشتی ای که بدان قطعات بزرگ یخ اقیانوسهای منجمد را شکنند تا رفت و آمد کشتیها در آن ممکن شود.