تنفر
(تَ نَ فُّ) [ ع. ] (مص ل.) نفرت داشتن، رمیدن، بیزار بودن.
(تَ نَ فُّ) [ ع. ] (مص ل.)۱ – نفس کشیدن.
۲- تفرج کردن.
۳- استراحت و تعطیل بین ساعتهای درس و کار مجلس، انجمن یا دادگاه.
(تَ یِ) [ ع. تنقیه ] (مص م.)
۱- پاک کردن، پاکیزه ساختن.
۲- لای روبی قنات و راه آب.
۳- وارد کردن داروی مایع به روده بزرگ از راه مقعد.