تنک

(تُ نُ) (ص.)
۱- نازک و لطیف.
۲- پهن.

    تنکر

    (تَ نَ کُّ) [ ع. ] (مص ل.)
    ۱- ناشناس بودن.
    ۲- به حال زشت و ناخوش درآمدن.

      تنکه

      (تُ نُ کِ یا کَ) (اِ.)
      ۱- شلوار کوتاه که تا سر زانو باشد.
      ۲- شلوار کوتاه زنانه یا مردانه.

        تنکه

        (تَ کِ یا کَ) (اِ.) قرص رایج از زر و سیم و مس.

          تنگ

          (~.) (اِ.)
          ۱- لنگه بار، عدل، جوال.
          ۲- تسمه‌ای که به کمر اسب یا الاغ بندند.
          ۳- آن چه که بدان چیزهایی را تحت فشار قرار دهند مانند قید صحافی.
          ۴- بار، حمل.

            تنگ

            (تُ) (اِ.) کوزه‌ای از جنس سفال یا بلور که قسمت پایین آن بزرگ و بالای آن تنگ و باریک باشد.

              پیمایش به بالا