توبه

(تَ بَ) (اِ.) رنگین کمان، قوس قزح.

    توپ

    [ تر. ] (اِ.) = طوپ:
    ۱- یکی از سلاح‌های آتشین جنگی که توسط آن گلوله‌های بزرگ را به مسافت دور پرتاب کنند.
    ۲- گوی لاستیکی انباشته از باد که با آن بازی کنند.
    ۳- واحد شمارشی برای پارچه.
    ۴- (عا.) کنایه از: وضعِ مالی خوب. ؛ ~ کسی پر بودن کنایه از: خشمگین بودن کسی که به حقانیت مدعای خ ود سخت مطمئن باشد.

      توپ زدن

      (زَ دَ) (مص ل.) در بازی قمار، روی دست حریف رفتن بدون این که دست شخص بهتر از دست حریف باشد، بلوف.

        توپال

        (اِ.) ریزه‌هایی از مس و آهن تفته که بر اثر کوبیدن و چکش زدن بریزد.

          توپخانه

          (نِ) [ تر – فا. ] (اِمر.)
          ۱- محل حفاظت توپ‌ها.
          ۲- واحدی در نظام که وظیفه آن تیراندازی با توپ است.

            پیمایش به بالا