توبه
(تُ بِ) [ ع. توبه ] (مص ل.) پشیمان شدن از گناه.
[ تر. ] (اِ.) = طوپ:
۱- یکی از سلاحهای آتشین جنگی که توسط آن گلولههای بزرگ را به مسافت دور پرتاب کنند.
۲- گوی لاستیکی انباشته از باد که با آن بازی کنند.
۳- واحد شمارشی برای پارچه.
۴- (عا.) کنایه از: وضعِ مالی خوب. ؛ ~ کسی پر بودن کنایه از: خشمگین بودن کسی که به حقانیت مدعای خ ود سخت مطمئن باشد.
(زَ دَ) (مص ل.) در بازی قمار، روی دست حریف رفتن بدون این که دست شخص بهتر از دست حریف باشد، بلوف.
(نِ) [ تر – فا. ] (اِمر.)
۱- محل حفاظت توپها.
۲- واحدی در نظام که وظیفه آن تیراندازی با توپ است.