توخالی

[ فا – ع. ] (ص.)
۱- آن چه درونش خالی است، پوک. مق تو پُر.
۲- (عا.) بی – ارزش، پوچ.

    توختن

    (تَ) (مص م.)
    ۱- جستن، خواستن.
    ۲- گزاردن، ادا کردن.
    ۳- ب ه دست آوردن، اندوختن.

      توخته

      (خِ یا خْ تِ) (ص مف.)
      ۱- جسته.
      ۲- ادا شده، گزارده.

        پیمایش به بالا