توقیع

(تُ) [ ع. ]
۱- (مص م.) نشان گذاشتن بر چیزی.
۲- نوشتن چیزی ذیل کتاب.
۳- امضا کردن نامه و فرمان.
۴- (اِ.) فرمان شاهی، طغرای شاهی.
۵- دستخط.

    توقیف

    (تُ) [ ع. ] (مص م.)
    ۱- بازداشت کردن.
    ۲- ضبط کردن، قضبه کردن.
    ۳- واقف گردانیدن.

      توک

      [ تر. ] (اِ.)
      ۱- یک دسته موی و پشم.
      ۲- موی پیشانی.
      ۳- کاکل اسب.

        توکا

        (اِ.) پرنده‌ای از راسته گنجشکان با منقاری مخروطی شکل دارای پرهایی به رنگ سبز و خاکستری.

          توکسی کولوژی

          (تُ کُ لُ) [ فر. ] (اِ.) شاخه‌ای از دانش که به مطالعه زهرها و کنش‌های آن‌ها و ترکیب و خواص آن‌ها می‌پردازد، سم شناسی. (فره).

            توکسین

            (تُ) [ فر. ] (اِ.) سمی است که از میکروب‌ها تولید شود، زهرابه (فره).

              توکل

              (تَ وَ کُّ) [ ع. ] (مص ل.)
              ۱- به دیگری اعتماد کردن.
              ۲- کار خود را به خدا واگذاشتن.
              ۳- واگذاشتن کار به وکیل.

                پیمایش به بالا