تیروئید

[ فر. ] (اِ.) غده‌ای است در زیر گلو که ماده‌ای به نام تیروکسین را در خون ترشح می‌کند. بزرگ شدن بیش از اندازه این غده، گواتر نامیده می‌شود. اگر ماده ترشحی این غده کم شود باعث باد کردن پوست بدن می‌شود. بریدن این غده در پستانداران پیش از بلوغ باعث کوتاهی قد و توقف رشد غدد تناسلی می‌شود، سپردیس (فره).

    تیریز

    (تِ) (اِ.)
    ۱- چاک جامه.
    ۲- بال و پر مرغان.
    ۳- شاخ جامه.

      تیز

      (اِ.) باد صداداری که از مقعد خارج شود.

        تیز

        [ په. ] (ص.)
        ۱- بُرنده.
        ۲- هر چیز که مزه آن تند باشد و زبان را بسوزاند، مانند فلفل.
        ۳- هوشیار، مراقب.۴ – (ق.) (عا.)سریع، فوری.

          تیز

          (ق. ص.)۱ – تندخو، بدخو.۲ – زرد، بی رنگ.

            تیزاب

            (اِمر.) اسیدنیتریک، مایعی است بی رنگ و تندبو. همه فلزات غیر از طلا را آب می‌کند. اگر با اسیدکلریدریک آمیخته شود، تیزآب سلطانی می‌شود که طلا را هم آب می‌کند.

              پیمایش به بالا