(لِ) (اِ.) گلوله کوچک سنگی یا شیشه آبی که کودکان با آن بازی کنند.
(اِ.) کاروانسرای بزرگ.
(اِ.) اندوه، دلتنگی.
[ انگ. ] (اِ.) یک دسته ورزشکار از یک رشته ورزشی.
(اِ.) کاروانسرادار.
(تَ) [ ع. تیماء ] (اِ.) دشت، بیابان.
(اِ.) پوست بز دباغی شده.
(اِ.) ۱- خدمت و غمخواری. ۲- فکر، اندیشه. ۳- پرستاری.
(خا) (اِ.) ۱- غمخوار. ۲- پرستار.
(ص فا.) ۱- غمخوار. ۲- پرستار، خدمتکار.