(ی) (فَ) (ص فا.) ۱- افزاینده جان، آن چه که موجب نشاط روان شود. ۲- آب حیات، آب زندگانی.
(فَ یا فِ دَ) (مص ل.) جان خود را فدا کردن.
(کَ دَ) (مص ل.) مردن.
(گِ ر تَ) (مص ل.) ۱- زندگانی یافتن. ۲- نیرو گرفتن پس از بیماری.
(اِمر.) معشوقه، محبوب.
(نِ) (اِمر.) ۱- معشوق، محبوب. ۲- درست و حسابی، سخت و کامل.
(نِ) [ ع. ] (اِ.) ۱- پهلو، طرف. ۲- سوی، جهت. ۳- ناحیه. ج. جوانب.
(نِ) [ ع – فا. ] (ص فا.) حمایت کننده، طرفدار.
(~.) [ ع – فا. ] (حامص.) طرفداری، حمایت.
(اِ.) نوعی کیسه بزرگ.