خره

(~.) (اِ.)
۱- توده، تلمبار، روی هم چیده شده.
۲- ردیف، قطار، پهلوی هم چیده شده.

    خره

    (خُ رِّ) [ په. ] (اِ.)
    ۱- فَرهُ، نوعی عنایت خداوندی که معتقد بودند شامل حال پادشاهان و مردان نیک و برگزیده می‌شود.
    ۲- نور، فروغ.
    ۳- بخش، حصه، نصیب.

      خره

      (خُ رِ) (اِ.) مدار یا گردش آب (در مورد آبیاری به کار می‌رود).

        خروار

        (خَ) (اِ.)
        ۱- آن مقدار بار که بر پشت خر حمل کنند.
        ۲- واحدی است برای وزن.

          خروس

          (خُ) (اِ.) مرغ نر خانگی از راسته ماکیان. ؛ ~ بی محل (عا.) کنایه از: کسی که کارها را بی موقع و بی جا انجام دهد. ؛ ~ جنگی الف – خروسی که برای خروس بازی تربیت کنند. ب – آدم شرور و دعواطلب.

            پیمایش به بالا