داده

(دِ) (ص فا.)
۱- آن که اجرای عدالت کند، عادل.
۲- خدای تعالی.
۳- روز چهاردهم از ماه‌های ملکی.

    داده

    (دِ)
    ۱- (ص مف.) بخشیده، عطا شده.
    ۲- (اِ.) اطلاع، خبر.
    ۳- قسمت، سرنوشت.
    ۴- پول یا سندی که به بانکی داده می‌شود تا به حساب پرداختی برند.

      دادو

      (اِ.) غلام (عموماً) هر غلامی که از کودکی خدمت کسی کرده (خصوصاً).

        دار

        و دسته (رُ دَ تِ) (اِمر.) (عا.)
        ۱- دسته، گروه.
        ۲- اطرافیان شخص، طرفداران.

          دار

          [ ع. ] (اِ.) جایی که در آن سکونت کنند، سرای، خانه.

            دار

            (اِ.)
            ۱- چوبی که مجرمانِ محکوم به مرگ را از آن حلق آویز می‌کنند.
            ۲- درختی که میوه نمی‌دهد.

              دار

              [ په. ] (ص فا.)
              ۱- در ترکیب گاه به معنی «دارنده» آید: آب دار، پول دار.
              ۲- در ترکیب به معنی «نگاهدارنده» آید: خزانه دار، راه دار.

                پیمایش به بالا