دارالبقاء

(رُ بَ) [ ع. ] (اِمر.)
۱- سرای پایداری.
۲- (کن.) عالم آخرت، جهان دیگر. مق دارالفناء.

    دارالترجمه

    (رُ تَّ جُ مَ) [ ع. ] (اِمر.) جایی که در آن کتب و نوشته‌ها را از زبانی به زبان دیگر ترجمه کنند.

      دارالخلافه

      (~. خِ فَ) [ ع. دارالخلافه ] (اِمر.)
      ۱- شهرِ محل اقامت خلیفه اسلام.
      ۲- پایتخت سلطان.

        دارالعجزه

        (رُ لْ عَ جَ زِ) [ ع. دارالعجزه ] (اِمر.) جایی که کوران و عاجزان را در آن نگه داری کنند، جای بینوایان، نوانخانه.

          پیمایش به بالا