کن

یک

(~.) (ص)۱ – تنها و بی همتا.
۲- نخست، اول.
۳- (کن.) درجه بالا، بسیار خوب.

    هم پالکی

    (~. ل) (ص.) = هم پالگی:
    ۱- (عا.) کسی که با دیگری در یک پالکی و کجاوه نشیند.
    ۲- (کن.) کسانی که با هم جور و مناسب اند، هم ردیف.

      هفت ماهه

      (هَ. هِ) (ص مر.)
      ۱- آن چه که هفت ماه از عمرش گذشته باشد. ؛ ~ بودن (زاییدن) (کن.) بسیار عجول شدن، بسیار شتاب داشتن.

        هفت و هشت

        (هَ تُ هَ)(اِمر.)
        ۱- هفت یا هشت عدد از چیزی.
        ۲- (کن.) گفتار خصومت آمیز و وحشت انگیز.
        ۳- آواز سگ.

          هرچه

          (هَ چِ) = هرچ: (مبهم مرکب)
          ۱- هر چیز.
          ۲- هر اندازه، هر قدر.
          ۳- هر که (در ذوی العقول به کار رود). ؛ ~ نه بدتر (کن.) مقعد، ماتحت.

            هتک

            (هَ تَ) (اِ) (عا.) کون، مقعد. ؛ ~ کسی پاره شدن (کن.) کونش پاره و دریده شدن. دچار کارهای طاقت فرسا شدن وی. ؛ ~کسی را پاره کردن (کن.) الف – کون را دریدن. ب – از وی کارهای طاقت فرسا کشیدن.

              هار شدن

              (شُ دَ) (مص ل.)
              ۱- به بیماری هاری دچار شدن.
              ۲- (عا.) (کن.) مغرور و سرمست شدن بر اثر افزونی مال و قدرت.

                وسه

                (وِ سِّ) (اِ.)
                ۱- چوبدستی.
                ۲- (کن.) آلت مرد، نره.

                  نورعلی نور

                  (عَ لا) [ ع. ] (اِمر.)۱ – روشنایی بر روشنایی.
                  ۲- (کن.) دارای مزیتی علاوه بر مزیت سابق.

                    پیمایش به بالا