دالان

(اِ.)۱ – راهرو سرپوشیده.۲ – کوچه سر – پوشیده.

    دالان داری

    (اِمر.) پولی که دالاندار به عنوان انعام از خریداران اجناس کاروانسرا می‌گرفت.

      دالبر

      (بُ) (ص مف.) برشی به شکل هفت “۷” و هشت “۸” که جهت زیبایی در لبه بعضی از لباس‌های زنانه و یا پرده داده می‌شود.

        داله

        (لِ یا لَ) [ ع. داله ]
        ۱- (اِفا.) مؤنث دال ؛ راهنما، هادی.
        ۲- (اِ.) آشنایی.
        ۳- ناز.
        ۴- جرأت، گستاخی.

          دام

          [ په. ] (اِ.)
          ۱- جانوران بی آزاری مانند آهو، گوزن.
          ۲- جانور اهلی.

            پیمایش به بالا